تبلیغات
زلف پریشان - گفت و گو 7

گفت:

از ماضی مضارع ها

خسته شده ام

دلم حال ساده ی

با تو بودن را می خواهد

گفتم:

از ماضی و مضارع خسته ام

از امر و نهی و التزام نیز

دیگر دلم به تأویل مصدر نمی رود

به جر و جزم و ادغام نیز

دلم لبریز حال ساده ی با تو بودن است

تمام آرزوی اش استمرار همین لحظه های با تو بودن است.

                                               نویسنده: شب چراغ

تو هم حرفی بزن، چیزی بگو ...




طبقه بندی: گفت و گو،
برچسب ها: خسته ام از لحظه های بی تو، انتظار، منتظر، امید ظهور، عشق، شور، شیدایی،

تاریخ : جمعه 28 بهمن 1390 | 06:38 ب.ظ | نویسنده : شب چراغ | نظرات

  • وبلاگ شخصی | بن تن | قالب وبلاگ