تبلیغات
زلف پریشان - چشمه ی لب های تو

در تنهایی خود بی تاب تر از همیشه ام

آری! آری! من همان آشنای آشنا ندیده ام

سال هاست به امید دیدن باران

از پی هر ابرنمایی دویده ام

به هر سرابی که می رسم پای می نهم

ز فرط آتش پاهای تاول رسیده ام

عمریست به تمنای وصال تو

دل ز هر آرزو و تمنایی بریده ام

لب های خشکیده ام کنار هیچ چشمه ای خیمه نمی زند

زان لحظه که در کنار چشمه ی لب های تو آرمیده ام

دگر از وصل مگو ... دگر از وصل مگو

سال هاست فراقت را در آغوش کشیده ام

نویسنده: شب چراغ




طبقه بندی: چامه های شب چراغ،
برچسب ها: فراق، تنهایی،

تاریخ : سه شنبه 28 تیر 1390 | 07:14 ق.ظ | نویسنده : شب چراغ | نظرات

  • وبلاگ شخصی | بن تن | قالب وبلاگ