تبلیغات
زلف پریشان - تقدیم به او که پرگشودن اش را نظاره گر بودم

در بیست و سوم تیرماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت، عزیزی از میانِ مان پر گرفت، که با رفتن اش، تندبادهای مصیبت و اندوه، از هر طرف جسم رنجور و چشم خونبارمان را می پیمود، آن گونه که گویی این وزیدن را پایانی نیست ... این جملات در آن ایام نگارش یافت و اکنون برای پاسداشت یاد او، بر این صفحه نقش بسته است. (روحش شاد و کوی اجداد معصوم اش مسکن اش باد)

در جوانی رُخ درون خاک کردی نهان  

ای امان، ای امان، ای امان

از فراقت پر ز خون شد قلب و جان دوستان   

تا به کی چون تو گلی بشکُفَد در بوستان

نویسنده: شب چراغ




طبقه بندی: چامه های شب چراغ،
برچسب ها: یادی از گذشتگان، درگذشتگان، دوستان گذشته،

تاریخ : پنجشنبه 23 تیر 1390 | 02:38 ب.ظ | نویسنده : شب چراغ | نظرات

  • وبلاگ شخصی | بن تن | قالب وبلاگ