تبلیغات
زلف پریشان - شکسته تر تو می خواهی، ببین من را که بر بادم

گنه کارم، گنه گارم، گنه کارم، گنه کار

میازارم، میازارم، میازارم، میازار

شکسته تر تو می خواهی، ببین من را که بر بادم

در این سیل گنه کاری، هنوز هم امیدوارم

از درون می سوزم و فریاد من اشک سکوت

زین سبب رفته ز تن، هر چه که داشت رنگ ثبوت

اندر درون آتش ام، جانا تو رحمی کنم به من

کز برای عشق تو، بگذشته ام من از عَدَن

...

سوزم ز عشق ات بی امان، از عشق تو صدها امان

در پیچ و تاب عشق تو، راز نهفته شد عیان

دیگر ندارم طاقتی، بی چاره تر در عشق تو هر ساعتی

مخموری ام در عشق تو، بگرفته از من راحتی

. . . . . . نمی دانم، نمی دانم ای جان، کی خواهی به فریادم رسی؟

شاید آن دم کز سیلان گناه، ناید از گلویم نفسی

نویسنده: شب چراغ




طبقه بندی: چامه های شب چراغ،
برچسب ها: توبه، گناه، پریشانی، پشیمانی،

تاریخ : دوشنبه 30 خرداد 1390 | 03:08 ب.ظ | نویسنده : شب چراغ | نظرات

  • وبلاگ شخصی | بن تن | قالب وبلاگ