تبلیغات
زلف پریشان - این بار بشنو صدای این خسته را

این بار بشنو

بشنو صدای این خسته را

این در قفس خویش بسته را

این دل سپرده به طوفان زندگی

این از خویشتن خویش رَسته را

بشنو، بشنو صدای این خسته را

این در قفس خویش شكسته را

مرگ این حقیقت بی پایان زندگی

سایه فكنده بر سر آغاز تا به انجام زندگی

بوی مردگی می دهد روزگار خراب ما

مردار انسانیت، مروت، مردانگی، زنانگی، محبت، ایمان ...

گویی مرگ سر برآورده در حیاط(ت)! زندگی

آه! آری! عصر مردگی است روزگار بی حیات(ط)! ما

كس نمی شنود این صدای برآمده از نای بی نوای ما

های! كلامم را تو بشنو

تو پاسخ گو

 ای ماه، ماه بانوی آسمان

خسته ام ز زندگی

زین مردگان از خویش تهی

كلامم را تو پاسخ گو

آی رفیق

این منم من، در وطن خویش غریب!

                   نویسنده: شب چراغ




طبقه بندی: چانه های شب چراغ،

تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391 | 10:29 ق.ظ | نویسنده : شب چراغ | نظرات

  • وبلاگ شخصی | بن تن | قالب وبلاگ